دل سرد سنگ تو
هان چه حاصل از آشنایی ها
گر پس از آن بود جدایی ها
من با تو چه مهربانی ها
تو و بامن چه بیوفایی ها
من و از عشق راز پوشیدن
تو و با عشوه خودنمایی ها
در دل سرد سنگ تو نگرفت
آتش این سخنسرایی ها
چشم شوخ تو طرفه تفسری ست
آشكارا به بی حیایی ها
مهر روی تو جلوه كرد و دمید
در شب تیره روشنایی ها
گفته بودم كه دل به كس ندهم
تو ربودی به دلربایی ها
چون در آیینه روی خود نگری
می شوی گرم خودستایی ها
موی ما هر دو شد سپید وهنوز
تویی و عاشق آزمایی ها
شور عشقت شراب شیرین بود
ای خوشا شور آشنایی ها
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت 11:58 توسط LEON
|