امشب اگر خواب مجالم میداد

 پیشنهاد معاشقه میدادم

به مردی که در آینه ام نیست هیچ،

 و در طالعم نیز هم،

 امشب ویار ِ وقاحت ِ برهنه ای دارم

که در هیچ فرهنگ ِ فاحش ه گی ای ثابت نیست...

 کاش خواب امان میداد؛

 این خواب ِ لعنتی،وقتی مرا میبرد تو میآیی

 و وقتی رهایم میکند تو میروی،

 به راستی از جان خواب هایم چه میخواهی

 جز اینک...ه

 آشفته مان کنی ؟

 دست از خواب من بکش؛

 پایت را جای دیگری دراز کن،

 خواب من آشفته گی نمیخواهد هیچ.